سخنان ، وصیت نامه و خاطره شهدای والا مقام جهان اسلام
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
کجایند مردان بی ادعا... کجایند مردان بی ادعا...
درباره وبگاه

اگر از گناه "مُطهری"
"رَجایی" هست که
"بهشتی" شوی
اگر "با هنرِ" شهادت آشنایی
"مُفتح" در های بهشت
خواهی شد
اگر با "همت" تقوا پیشه کنی
"صیاد" دلها می گردی
اگر با "آوینی" همراه شوی
در آخر "شهید اهل قلم"
خواهی شد!
شهید اهل قلم
آرشیو مطالب
لینک های مفید
دیگر امکانات
سخن نور شهید چمران 2
نویسنده راوی در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۱ |

ای حیات! با تو وداع می کنم، با همه ی مظاهر و جبروتت. ای پاهای من! می دانم که فداکارید! و به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت_صاعقه وار_ به حرکت در می آیید; اما من آرزویی بزرگ تر دارم.
.....................................................................................
به قدرت آهنینم محکم باشید. این پیکر کوچک; ولی سنگین از آرزوها و نقشه های و امیدها و مسئولیت ها را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید. در این لحظات آخر عمر، آبروی مرا حفظ کنید. شما سال های دراز به من خدمت ها کرده اید. از شما آرزو می کنم که این آخرین لحظه را به بهترین وجه، ادا کنید.
.....................................................................................
ای دست های من! قوی و قوی تر باشید.
ای چشمان من! تیزبین باشید.
ای قلب من! این لحظات آخرین را تحمل کن.
.....................................................................................
به شما قول می دهم که پس از چند لحظه همه ی شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید. من چند لحظه ی بعد به شما آرامش می دهم; آرامشی ابدی.
.....................................................................................
چه، این لحظات حساس وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار و لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد
.....................................................................................

خدایا هدایتم کن ، زیرا میدانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.
خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم ، زیرا میدانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است.
.....................................................................................
خدایا نگذار دروغ بگویم ، زیرا دروغ ظلم کثیفی است.
.....................................................................................
خدایا محتاجم نکن که تهمت به کسی بزنم ، زیرا تهمت خیانت ظالمانه ای است.
.....................................................................................
خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم ، زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.
.....................................................................................
خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم ، که بی احترامی به یک انسان همانا کفر خدای بزرگ است.
.....................................................................................
خدایا مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم .
.....................................................................................
خدایا پستی و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق و برق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند.
.....................................................................................
خدایا من کوچکم ، ضعیفم و ناچیزم ، پرکاهی در مقابل طوفانها هستم ؛ به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را براستی بفهمم و بدرستی تدبیر کنم.
.....................................................................................
خدایا دلم از ظلم و ستم گرفته است ؛ تو را به عدالتت سوگند می دهم که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار نده.
.....................................................................................
خدایا می خواهم فقیری بی نیاز باشم که جاذبه های مادی زندگی مرا از زیبایی عظمت تو غافل نگرداند.
.....................................................................................
خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکشهای پوچ مدفون نشوم.
.....................................................................................
خدایا دردمندم ، روحم از شدت درد می سوزد ، قلبم می جوشد ، احساسم شعله می کشد و بند بند وجودم از شدت درد صیحه می زند ؛ تو مرا در بستر مرگ آرامش بخش.
.....................................................................................
خدایا خسته شده ام ، پیر شده ام ، دل شکسته ام ، ناامیدم و دیگر آرزویی ندارم.احساس می کنم که این دنیا دیگر جای من نیست ، با همه وداع می کنم و می خواهم با خدای خود تنها باشم.
.....................................................................................
خدایا ، خدایا ! به سوی تو می آیم ، از عالم و عالمیان می گریزم ، تو مرا در جوار رحمتت سکنی ده.



برچسب‌ها: شهید دکتر مصطفی چمران, پیامک, sms, سخن زیبا
سخن نور شهید چمران 1
نویسنده راوی در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۱ |

آنان که به من بدی کردند ، مرا هشیار کردند

آنان که از من انتقاد کردند ، به من راه و رسم زندگی آموختند

آنان که به من بی اعتنایی کردند ، به من صبر وتحمل آموختند

آنان که به من خوبی کردند ، به من مهر و وفا ودوستی آموختند

پس خدایا :

به همه ی آنانی که باعث تعالی دنیوی واخروی من شدند ،
خیر ونیکی دنیا وآخرت عطا بفرما.



برچسب‌ها: شهید دکتر مصطفی چمران, پیامک, sms, سخن زیبا
وصیت نامه شهید چمران خطاب به امام موسی صدر
نویسنده راوی در شنبه دوم دی ۱۳۹۱ |

متنی كه در زير می خوانيد، وصيتنامه ای از سردار رشيد اسلام، شهيد دكتر مصطفی چمران است كه خطاب به امام موسی صدر نگاشته شده است. اين وصيتنامه در 29 خرداد سال 1355 تنظيم گرديد يعنی در سياه ترين روزهای جنگ داخلی لبنان، كه از يكسو نيروهای فلسطينی و احزاب چپ لبنان با سوريه درگير شده بودند؛ و از سوی ديگر احزاب دست راستی و در رأس آنها فالانژيستها، با سوءاستفاده از غفلت جبهه ملی و اسلامی لبنان، مناطق آنان را مورد هجوم قرار داده بودند. در چنين روزهايی كه از آنها به عنوان دومين دوره جنگ داخلی نام برده می شود، امام صدر به دكتر چمران مأموريت داد تا برای سازماندهی مقاومت شيعيان، راهی شهرك نبعه گردد. و اين وصيتنامه قبل از عزيمت تنظيم گرديد.

اما سير اين وصيتنامه خود داستانی دارد كه اينك بدان می پردازيم:
كاشف اين وصيتنامه، دانشمند محترم و كارشناس كهنه كار مسائل سياسی خاورميانه، جناب آقای محمد علی مهتدی است. اين برادر عزيز از دوستان دردمند و قديمی امام صدر است، و سالها مسئوليت دفتر صدا و سيمای جمهوری اسلامی را در بيروت بر عهده داشته است. از جمله در سال1361، كه اسرائيل به لبنان حمله نمود و تا دروازه های بيروت پيش آمد. آقای مهتدی تعريف می كرد كه در روزهای آغازين جنگ، با همكاران خود برای تهيه گزارش به جنوب رفتند. طبعاً به شهر صور و مؤسسه صنعتی جبل عامل نيز سر زده بودند. ساختمان مدرسه در اثر اصابت بمب و خمپاره آسيب ديده بود. يكی از اتاقهای آسيب ديده، اتاق قديمی دكتر چمران بود. همان اتاقی كه ساعتها گفتگوی آقای مهتدی و دكتر چمران را پيرامون مسائل لبنان، خاورميانه، انقلاب اسلامی ايران و …، نظاره كرده بود. كاغذها، دفاتر و پرونده های زيادی بر روی زمين پخش شده بودند. در همان حالی كه فيلمبرداران به كار خود مشغول بودند، آقای مهتدی نيز كاغذها را بررسی می كرد. و در ميان كاغذها به وصيتنامه مورد نظر برخورد نمود. مطالعه وصيتنامه ايشان را منقلب نمود. همانگونه كه همكاران لبناني، و در انتهای آن روز خانواده آقای مهتدی و ميهمان آن روزشان خانم فاطمه نواب صفوی را نيز متأثر نمود.
بدنبال بازگشت آقای مهتدی، وصيتنامه تحويل بنياد شهيد چمران گرديد. اما متأسفانه سالها بدون استفاده در آرشيو آن باقی ماند! تا اينكه يكی از همكاران با ذوق آقای سيد مهدی شجاعی، آن را مجدداً در آرشيو بنياد كشف نمود . وصيتنامه مورد نظر با اجازه بنياد تنسيخ، و نهايتاً در شماره تير ماه سال 1376 مجله "نيستان" چاپ گرديد.
آنچه در زير می خوانيد، عيناً از مجله نيستان نقل شده است. البته آقای مهتدی اعتقاد دارند، متن اصلی وصيتنامه، از متن چاپ شده آن كاملتر می باشد.

متن وصیت نامه

وصيت می كنم …
وصيت می كنم به كسی كه او را بيش از حد دوست می دارم! به معبود من! به معشوق من! به امام موسی صدر! كسی كه او را مظهر علی می دانم! او را وارث حسين می خوانم! كسی كه رمز طایفه شيعه، و افتخار آن، و نماينده هزار و چهار صد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختي، حق طلبی و بالأخره شهادت است! آری به امام موسی وصيت می كنم …



برچسب‌ها: شهی دکتر مصطفی چمران, وصیت نامه
طراحی و کدنویسی قالب های مذهبی : شهدای کازرون
Temlate By : 1100Shahid.ir
لینک دوستان ما
آخرین مطالب وبگاه
موضوعات وبگاه
پیوندهای روزانه
برچسب ها
طراح قالب
شهدای کازرون